![]() |
![]() |
|
|
عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني تا ابد فاني شدن عشق يعني عابد و زاهد شدن عشق يعني همچو ليلا خون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن عشق یعنی تیشه فرهاد ها عشق یعنی عالم فریاد ها عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی ناله های درد و خون عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی یکه و تنها شدن عشق یعنی التماس و انتظار عشق یعنی تا ابد با من بمان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:32 توسط محمد |
|
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:31 توسط محمد |
|
|
واسه من گل نفرست ديگه دوست ندارم نمي خوام گذشته ها رو باز به خاطر بيارم ميدونی ميون ما هر چی بود گذشتو رفت اون بهار آشنايی خيلی زود گذشتو رفت ديگه از دوست دارم حرفی نزن آخه عشقی نيست ميون تو و من منو تو بنده اين ما و منيم امّا عشق يعنی با هم يکی شدن از دلم مي پرسم آيا تو رو مي بينم دوباره ميپيچه صدات تو گوشم که با خنده ميگی آره خنده هاي تو فريب گريه هاي تو دروغ تو چی بودی واسه من يه چراغ بی فروغ ديگه از دوست دارم حرفی نزن آخه عشقی نيست ميون تو و من منو تو بنده اين ما و منيم امّا عشق يعنی با هم يکی شدن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:28 توسط محمد |
|
|
ياد داری که تو را میکردم همه شب تا به سحرگاه دعا ياد داری که به من میدادی درس عشق و هنر و مهر و وفا هر شب از بهر تو راست میکردم دست حاجت به درگاه خدا دستمالی بده تا پاک کنم عرق شرم از روی شما |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:27 توسط محمد |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 22:7 توسط محمد |
|
|
از رنجی خسته ام که از آن من نیست با نامی زیسته ام که از آن من نیست
از دردی گریسته ام که از آن من نیست
از لذتی جان گرفته ام که از آن من نسیت
به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 22:6 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:20 توسط محمد |
|
|
اینم تکهای دیگه از فیلم عروسی مهدوی کیا که عروس و داماد با هم میرقصن
دانلود دانلود غیر مستقیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:15 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:4 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:2 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:59 توسط محمد |
|
|
شب را دوست دارم ! چون ديگر رهگذري از کوچه پس کو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند .چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتيا قي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشک هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا که اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم ، چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 13:1 توسط محمد |
|
|
در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر
وجود داشت که ۵طبقه بودکه دختر ها به انجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن. شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگه نمی توانست به طبقه قبل برگردد. روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتن در طبقه اول نوشته بوداین مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟ در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م م طبقه بالاتر چه جوری؟ طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درامد زیاد بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا ودرکار خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟ طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درامد زیاد بچه های دوست داشتنی چهرهای زیبا و در کار خانه به همسر خود کمک می کنند هدفی عالی در زندگی دارند.دختر:وای چه قرد خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟پس رفتن به طبقه پنجم طبقه پنجم:این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستنند.و از اینکه به مرکز ما امدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 23:3 توسط محمد |
|
|
خدا نبخشايد مرا گر برنجانم تورا
ريش باد آن دل كه با سوزش بسوزانم تورا
اشكهايت را از براي شوق خواهم
كور باد چشمي كه با اشكش بگريانم تورا
پيچش ابروهايت را از براي عشوه خواهم
نيست باد صورتي كه با اخمش بلرزانم تورا
لبانت را از براي بوسه مي خواهم
بسته باد لبهايي كه با حرفش بگدازانم تورا
دستهايت را از براي دست افشاني خواهم
قطع باد دستي كه با مشقش بجوشانم تورا
نامت را به بلنداي نام منير مي خواهم
نابود باد بود يكه با آن برنجانم تورا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 22:48 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 22:46 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دعا کنید خیلی برام آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
دعا کنید خیلی برام آموزش کامل کسب درآمد از اینترنت دانلودنرم افزار کاملا فارسی |
|
RSS
|