![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام مهر 1384ساعت 11:41 توسط محمد |
|
|
گــله مـيكرد ز مــجنون لــيلي كـه شـده رابـطه مـان ايــميلي حــيف از آن رابــطهي انــساني كـه چنين شد كـه خودت ميداني عــشق وقــتي بـشود دات كـامي حـاصلش نـيست بـه جـز ناكامي بـــهرت ايـــميل زدم پــيـشترک جـاي سـابجكت نوشتم : بـه درک بــه درک گــر دل من غـمگين است بــه درک گــر غـم سـنگين است بــه درک رابــطه گـــرخــورده تــرک قـــطع آن هم بـه جـهنم بــه درک آنـــقدر دلـــخورم از ايـــن ايـميلم كــه بــه ايــن رابـطه هـم بـيمـيلم مرگ لـيلي نــت و مــت را ول كن همه را جـاي OK كنسل كن OFF كـــن كـــامــپيوتر را جــــانم يـار من باش و ببين من ON ام اگرت حــرفي و پـــيغامي هــست روي كــاغذ بــنويس بــا دست نــامه يـــک حــالت ديـــگر دارد خــط تـــو لـــطف مــكرر دارد كــــرد ريـپلاي به لــيلي مـــجنون كه دلم هست از اين سابجكت خون بـاشه فــردا تــلفن خــواهم كـــرد هـرچه گفتي كه بـكن خـواهم كرد زودتـر پـــيش تــو خــواهم آمــد هي مـرتب به تو سـر خواهم زد راســت گــفتي تـو عــزيزم لــيلي ديــگر از مــن نـــرسد ايـميلي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:0 توسط محمد |
|
|
به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام بی خيال تو و ابروی کمانت شده ام عشق تو بر دل من بار گرانيست و من بی تحمل شده از بار گرانت شده ام آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدی مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام دو سه روزيست که رفتی و دلم آزاد است آری آزاده ترين مرد جهانت شده ام اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد حرف آخر...تو کجايی؟نگرانت شده ام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:1 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 12:54 توسط محمد |
|
|
گفتم از زندگی خسته ام
گفتی که دل به تو بستم
گفتم این حرفا دروغه
گفتی با تو زنده هستم
گفتم این همش یه خوابه
یا که شاید یه سرابه
رفتی و تنهام گذاشتی
روی قلبم پا گذاشتی
رفتی تو با یک غریبه
به من اعتنا نکردی
گفتی عشقت اهنینه
رفتی و وفا نکردی
گفتی از دوریت میمیرم
من به عشق تو اسیرم
گفتم از عشقت میترسم
نا امیدو دل شکستم
می دونم وفا نکردم
به تواعتنا نکردم
می دونم دلت شکسته است
از تمومه دنیا خسته است
می دونم تنهات گذاشتم
روی قلبت پا گذاشتم
یه روزی مییام پشیمون
به سراغه تو عشقم
می دونم هیچی نمونده
زیره خاکه هر چی داشتم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 21:3 توسط محمد |
|
|
دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی می ری شعر جدایی رو می خـونی می ری تنها میشم با بغض و گـریه تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی ******* ندونستی چقـدر بی تو حقیـــــرم ندونســـتی بـدون تـو می میــرم ندونسـتی حضـورت دلخـوشــیمه بـدون تـو تو چنگ غـم اسیــــرم یه روز گفتـی دلت از من بــریـده خیــال کــــردی دلــم بی تـو تپیـده یه روز رفتی که بعـد از رفتن تـو دل تنگـــم یــه روز خــــوش ندیـده ******* کاش می دونستی تو دنیا همه چیزم تویی کاش بهـت گفته بودم عشـق عـزیزم تویی کاش بهـت گفتــه بودم میــــون ایـن آدمـــا اونـی که زندگیمـو به پاش می ریزم تویی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 20:51 توسط محمد |
|
|
بچه شدی قهر می کنی دوست داری دنبالت بیام مث قدیما بِت بگم خاطر چشماتو می خوام ناز نگاتو بکشم تا تو یه لبخند بزنی بلند بلند داد بزنم بگم فقط مال منی بازم می خوای دعا کنم بدون من سفر نری ساکتو قایم بکنم یه وقتی بی خبر نری بچه شدی قهر می کنی تا من بیام دور و برت جای غمها رو پاک کنم از دو تا پلکهای ترت چقدر بهونه گیر شدی دلت به این سنگی نبود اوّلا لای قسمهات این همه دلتنگی نبود دیگه تموم شدهمه چیز این دفعه شونه هام شکست عم دیگه ندیدنت اومد رو گونه هام نشست بچه شدی قهر می کنی دوست داری منت بکشم تو الکی ناز می کنی من اما حسرت بکشم نه بابا جون بازی بسه دیگه بهت راه نمی دم هر چی بوده تموم شد ، آوانس بیجا نمی دم خوب اداهاتو می شناسم نمی زارم سیام کنی بعد تو دلت بخندی و یواشکی نگام کنی دیگه تموم شدهمه چیز این دفعه شونه هام شکست شعر تر خداحافظی اومد رو گونه هام نشست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 15:15 توسط محمد |
|
|
به من عاشق دل خسته گهی کن نظری
تا شوم تازه دل و روی نمایم چو گلی
تو که بودی شرر آتش عشق دل من
ز چه رو رفتی و آتش بگرفت محفل من
من ماتم زده را بین که شدم عاشق تو چه کنم لیک نبود این دل من لایق تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 15:13 توسط محمد |
|
|
نمي بخشم تو رو تا زنده هستم به روي دل همه درها رو بستم ببين عشقت به حال من چه ها كرد چه آروم در درون خود شكستم نمي بخشم تو رو تنهام تو بودي همه عشقم همه خواهش من نمي بخشم تو رو از من ربودي همه قلبم همه آرامش من برو از پيشه من نگو چه كردم نگو روزي دوباره برميگردم برو شكستنم بوده گناهت برو كه ديگه نيستم چشم به راهت نمي بخشم تو رو براي قلبي چه شبها تا سحر به پاي تو سوخت نمي بخشم تو رو براي چشمي كه منتظر به اين پنجره ها بود اگه بغضم رو ميبيني براي اولين بار اگه اشكم رو مي بيني براي اولين بار شكستم رو ببين ترسي ندارم كه از اين آخرين ساعات ديدار برو از پيشه من نگو چه كردم نگو روزي دوباره برميگردم برو شكستنم بوده گناهت برو كه ديگه نيستم چشم به راهت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 23:46 توسط محمد |
|
|
آسمون دلش مي گيره وقتي که تنهاست ستاره وقتي که شباي تيره ، يه هلال ماه نداره دل آسمون ميگيره وقتي که ابراي تيره رو دل ستاره هستن ، ولي بارون نميگيره اشک حسرت ستاره رد نور تو آسمونه دل تنگش ماهو مي خواد،اينو آسمون مي دونه شبا که همه مي خوابن ستاره بيدار مي مونه واسه خوشبختي عشقش تا سحر دعا مي خونه خيلي سخته که تو دنيا يه عزيزي داشته باشي بذر عشقتو تو قلبش با محبت کاشته باشي يه روزي يکي بياد و عشقتو ازت بگيره دل عاشقت همون روز از غم دوري بميره خيلي سخته که تو مي خواي واسه عشقت بموني اما ميگن : نه ! نميشه ، حق نداري ، نمي توني شايدم حقي ندارم اما اينو خوب ميدونم من بدون تو نمي خوام حتي يک نفس بمونم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 15:10 توسط محمد |
|
|
میدونی دیدن تو برام یه آرزو شده میدونی بدون تو دلم بی آبرو شده دیگه راز قلبمو هر کس و ناکس میدونه دیگه رنگ عشقمو هر کی از چشمام می خونه انگاری ضرب دلم اهنگ تو گیتار شده انگاری حرف دلم تابلویی رو دیوار شده حالا همه میدونن چه دردی دارم تو سینه حالا همه بهم میگن که درد عاشق همینه هر کسی میاد به من یه جور دوا درمون میده هر کسی میاد و یک راهی به من نشون میده میخوان که کمک کنن از دام عشق رها بشم میخوان که از عاشقا یه جوری من سوا بشم نکنه یواشکی دردمو درمون بکنن نکنه یواشکی این دلمو خون بکنن آهای ای آدمایی که عشقو یک درد میدونین آهای ای آدمایی که نگامو سرد میدونین بدونین که خوشحالم اسیر دام دل شدم بدونین که از خدامه صاحب مشکل شدم اگه که عشق یه درده واسش من درمون نمی خوام من فقط عشقو می خوام قلبمو بی اون نمی خوام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 0:20 توسط محمد |
|
|
گفتم نرو پر پر میشم , گفتی میخوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم , گفتی میخوام تنها باشم گفتم دلم , گفتی بسوز , گفتم یه عمری باز هنوز گفتم پس عمرم چی میشه , گفتی هدر شد شبو روز وای دلم .... گفتم آخه داغون میشم , گفتی به من خوش میگذره گفتم بیا چشمام به تو , گفتی آخه کی میخره گفتم منو جنس میبینی , گفتی آره بی غیمتی گفتم یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم صدام میمیره باز , گفتی به درد بسوز بساز گفتم حالا که پیر شدم , گفتی که از تو سیر شدم گفتم تمنا میکنم , گفتی میخوام خوردت کنم گفتم بیا بشکن تنو , گفتی فراموش کن منو .... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 0:15 توسط محمد |
|
|
به آساني ميشه در دفترچه تلفن کسي جايي پيدا کرد
ولي به سختي ميشه در قلب او جايي پيدا کرد. به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد. به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد. به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم. به راحتي ميشه کسي را بخشيد ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد. به راحتي ميشه قانون را تصويب کرد ولي به سختي ميشه به آنها عمل کرد. به راحتي ميشه به روياها فکر کرد ولي به سختي ميشه براي بدست آوردن يک رويا جنگيد. به راحتي ميشه هر روز از زندگي لذت برد ولي به سختي ميشه به زندگي ارزش واقعي داد. به راحتي ميشه به کسي قول داد ولي به سختي ميشه به آن قول عمل کرد. به راحتي ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولي به سختي ميشه آنرا نشان داد به راحتي ميشه اشتباه کرد ولي به سختي ميشه از آن اشتباه درس گرفت. به راحتي ميشه گرفت وي به سختي ميشه بخشش کرد. به راحتي ميشه يک دوستي را با حرف حفظ کرد ولي به سختي ميشه به آن معنا بخشيد. و در آخر: به راحتي ميشه اين متن را خوند ولي به سختي ميشه به آن عمل کرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 23:54 توسط محمد |
|
|
لحظه خداحافظی به سينه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به اين جدايی نازنين عزيزم منو ببخش اگه يهوقت آزردمت غمگين تر هميشه به انتظار نشستم پنجره اميدم رو هرگز به روم نبستم پرستوهای عاشق به خونشون رسيدن اما چرا عزيز دل هرگز تو رو نديدم گفتی به من غصه نخور ميزم و برميگرم همسفر پرستوها می شم و برميگردم گفتی تو هم مثل خودم غمگينی از جدايی گفتی تا چشم بهم زنی ميرم و برميگردم عزيز رفته سفر کی بر ميگردي؟؟ چشمونم مونده به در کی برميگردی رفتی و رفت از چشمام نور دو ديده ای ز حالم بی خبر کی برميگردي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:34 توسط محمد |
|
|
با تو آغاز میکنــم، خــوب من بهنام تو مینویســــم قصــهای تــازه ازالــهـام تـو ای شروع دلپذیر مثل خورشید بینظیر به تو تقدیم میکنم عشــقــو از مـن بپـذیر ای قشنگترین بهانه واسه گفتن ترانه من یه عشق جاودانه به تو تقدیم میکـنم در این غربت شبانه با صداقت عاشقانه قلبمو با این تــرانه به تــو تقــدیم مــیکنم ای طلــوع مــاندگــار گــل همیشه بهار به تو تقدیم میکنم هرچه هست درروزگار گفتهها ناگفتهها هرچه هست در باورم به تــو تقـــدیــم مـــیکنـــم آرزوی آخــــرم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:32 توسط محمد |
|
|
عشق يعني مستي و ديوانگي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:23 توسط محمد |
|
|
ميذاري من تو رو عشق من صدا كنم؟ يواشكي عكساتو لای كتاب نگاه كنم؟ ميذاری هر جا ميرم عشقتو همراه ببرم از همه يادها برم عشقتو از ياد نبرم ميذاري پيش همه خوبياتو همش بگم از تو دل ها برم اما تو رو تو قلب ها بذارم ميذاري از پنجره به راهت نگاه كنم واسه اومدنت پيش خدا دعا كنم ميذاري جونمو واست فدا كنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:3 توسط محمد |
|
|
عشق عشق یـعـنی شـادی و ســـرزندگی عشق یــعنی مـنـتـهـای بـنــدگی
عشق یـعنی سـوخـتـن ،افــروخـتن شـیـــوه دریــا دلان آمــوخــتــن
عشق یـعنی سـوزش پـــروانه هـا شورش دل ،خون سرخ لاله ها
عشق یـعنی صـوت بـلبـل در بهـار خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار
عشق یـعـنی وامـق و عَـذرا شـدن بهــر صــید دُر سوی در یا شدن
عشـق یـعـنی زنــدگــی را سـاختن دل بـه مـعــبــود گــرامــی باختن
عشـق یــعــنی در ره او ســربــدار عشق یـعنی لـحظه های بی قرار
عشق یـعـنـی بــیــسـتون را تاختن چهــره زیـبـای شـیـریـن ساختن
عشق یعنی همچو مجنون سوختن راه و رســم عـــاشــقــی آموختن
عشـق یـعـنی یــوسف کنعان شـدن از زلــیــخا های دون پنهان شدن
عشق یـعـنی جــاودانــی و غــرور درس مـهــرو عاطفه کردن مرور
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:39 توسط محمد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:17 توسط محمد |
|
|
من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:16 توسط محمد |
|
|
عشق یعنی مانند گل پاک بودن
عشق یعنی همچو باران صاف بودنعشق یعنی در سکوت ِ پنجره تنها شدن عشق یعنی با صدای ِ یار آرام شدن عشق یعنی سبز و با معنا شدن عشق یعنی بی یار تنها شدن عشق یعنی شیرین ترین آواز ِ قناری عشق یعنی روشنایی فانوس ِ خاموشی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:15 توسط محمد |
|
|
با رفتن تو آسمان رنگی دگر شد با رفتن تو دیدگانم خونین و تر شد دیگر توان شعر گفتن در برم نیست با رفتن تو عصر من با ناله سر شد غمگین ترینم در نبودنت بین یاران خون از دو چشمم گشته جاری همچو باران تنهاترین ماوای من بعد از تو دلدار میخانه است وجمع پاک غمگساران چشمم به در تا عاقبت روزی بیایی پایان دهی بر غصه و درد جدایی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 22:40 توسط محمد |
|
|
کاش ! کاش می شد قلب ها آباد بود ! کینه و غمها به دست باد بود ! کاش می شد دل فراموشی نداشت ! نم نم باران هم آغوشی نداشت ! کاش می شد کاش های زندگی ! گم شوند پشت نقاب بندگی ! کاش می شد کاش ها مهمان شوند ! در میان غصه ها پنهان شوند ! کاش می شد آسمان غم گین نبود ! رد پای قهر و کین رنگین نبود ! کاش می شد روی خط زندگی ! با تو باشم تا نهایت سادگی ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 0:31 توسط محمد |
|
|
بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب بوسه يعني مستي از مشروب عشق بوسه يعني آتش و گرماي تب بوسه يعني لذت از دلدادگي لذت از شب , لذت از ديوانگي بوسه يعني حس طعم خوب عشق طعم شيريني به رنگ سادگي بوسه آغازي براي ما شدن لحظه اي با دلبري تنها شدن بوسه سرفصل كتاب عاشقي بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش مي زند بر جسم و جان بوسه يعني عشق من , با من بمان شرم در دلدادگي بي معني است بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است بهترين هديه پس از يك انتظار بشنويد از من فقط يك بوسه است بوسه را تكرار مي بايد نمود بوسه يعني عشق و آواز و سرود بوسه يعني وصل جانها از دولب بوسه يعني پر زدن , يعني صعود |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 0:27 توسط محمد |
|
|
ميگی عاشق بارونی.... ولی وقتی بارون مياد چتر رو سرت باز می کنی......!! ميگی عاشق برفی ....ولی تحمل يک گوله ی برف رو نداری....!! ميگی عاشق پرنده ای ....ولی می اندازيش تو قفس...!! ميگی عاشق گلی ولی.... از شاخه جداش می کنی...!! انتظار داری نترسم.....وقتی ميگی عاشقمی............................؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 0:12 توسط محمد |
|
|
گريستمو اشک چشمانم دريايی شد
من دردهايم را به هيچ کس نگفتم در مقابله گلوله هايی که از مقابل امد
چه بلاها بر سرم آمدو با تو نگفتم مرا چندين بار زدند و اسمشان را نگفتم ،آه،آه،آه ويران شده خانه گريستمو اشکهايم به آتش افتاد و ديگر ان شعله را نتوانستم خاموش کنم زجه زنان(فرياد زنان،نعره زنان)نامه تو را به جانم نوشتم وديگر هيچ زمان ،هيچ جا نتوانستم بر چهره ی کسی لبخند بنشانم |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 17:41 توسط محمد |
|
|
.....شاید, محال نیست
آنکس که درد عشق بداند
اشکی بر این سخن بفشاند
این سان که ذرِّه های دل بی قرار من
سر در کمند عشق تو جان در هوای توست
شاید, محال نیست که بعد از هزار سال
روزی غبار ما را آشفته سوی باد
در دوردست دشتی از دیده ها نهان
بر برگِ ارغوانی
پیچیده با خزان
با پای جویباری
چون اشک ما روان
!!پهلوی یکدیگر بنشاند
!!ما را به یکدیگر برساند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 17:35 توسط محمد |
|
|
توی ساحل ، روی شنها، قایقی به گِل نِشَسته
یکی با چشمون گریون ، گوشه ای تنها نِشَسته
نگاه پُر اضطرابش به افق ، به بینهایت
ساکته ، اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت
تو چشاش حلقه ی اشکه ، توی قلبش غمِ دنیا
منتظر به راهِ یاره ، تا بیاد امروز و فردا
باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه
تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه
خاطرات لب دریا ، دیگه از یادش نمی ره
همه دنیاش زیر آّب و ، خودشم به غم اسیره
دست بی رحم زمونه ، عشقشو بُرده به دریا
حالا از خودش می پرسه ، میادش آیا و آیا؟
خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمی ره
همه دنیاش زیر آب و از غم دوریش می میره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 17:33 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 17:27 توسط محمد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 17:26 توسط محمد |
|
|
(( قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي
تا در حريم غربت من پا گذاشتي رفتي و در سكوت تماشا نموده ام تنهايي ِ مرا تو چه تنها گذاشتي سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي ؟ يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي سهم من غريب كه اينجا گذاشتي گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي آن را تمام گردن حوا گذاشتي يك قطره اشك سهم من از روزگار شد در لحظه اي كه پاي به دنيا گذاشتي)) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 22:57 توسط محمد |
|
|
هنوزم کوچه ی دیدار ما بوی تو داره
نگاه و بو سه های شب رو یاد من میاره
شب میلاد من بود و تو هم بودی دوباره
شبی تاریک ، اما چشمای تو تک ستاره
تموم دنیا و بزرگیاش فقط یه کوچِ
تموم کوچه و پنجره هاش شاهد ما بود
گرفتم دستتو ، گفتی با چشمات عاشق هستی
آخه چشمای ناز تو ، فقط قسمت ما بود
تن و روح و دل و جونم ، کلید قفل زندونم
دلت یه عمره که خستس ، تو چشمات اینو میخونم
مث ابری ، مث بارون ، واسه کویر خشکیدم
یه دنیا عشق ، یه دنیا نور ، توی برق چشات دیدم
نه امروزی ، نه دیروزی ، مث نفس تو هر روزی
مث شمعی واسه خوبی ، که میسازی و می سوزی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 22:51 توسط محمد |
|
|
کاش هیچکس تنها نبود کاش دیدنت رویا نبود گفته بودی می مانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود یک نفر آمد صدایم کرد و رفت با صدایش آشنایم کرد و رفت پشت پرچین شقایق که رسید ناگهان تنها رهایم کرد و رفت تو هم مثل همه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 22:45 توسط محمد |
|
|
عاشقم من،عاشقی بیقرار
که نشسته چشم انتظار یار کس ندارد خبر از این دل زار میخواد تنهائیو بکشه به دار من به لبخندی از تو راضی تو با مهرت تو قلبم خونه ساختی مثل چشمای سبزت،خیلی نازی بیا و با من نکن دیگه بازی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:40 توسط محمد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:34 توسط محمد |
|
![]() تو میتونی منو از پا دراری تو میتونی که اشکم در بیاری فقط تویی که میتونی عزیزم منو عمری توی کما بذاری تو میتونی که روحم را بپاشی تو میتونی دوسم نداشته باشی آره تویی که میتونی عزیزم بری لحظه ای یاد ما نباشی
تو میتونی نبینی خستگی رو تو میتونی نفهمی بچگیرو تو میتونی که نادیده بگیری تمام لحظه های زندگی رو بی وفایی تو خونت میدونم میتونی بگذری ، اینم میدونم میدمنم میتونی بشکنی ساده دل و حرمت هرچی هست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:33 توسط محمد |
|
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:31 توسط محمد |
|
|
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوستم داری می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نزاری می خوام برات از آسمون یاسهای خوشبو بچینم می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی* |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:29 توسط محمد |
|
|
عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني تا ابد فاني شدن عشق يعني عابد و زاهد شدن عشق يعني همچو ليلا خون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن عشق یعنی تیشه فرهاد ها عشق یعنی عالم فریاد ها عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی ناله های درد و خون عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی یکه و تنها شدن عشق یعنی التماس و انتظار عشق یعنی تا ابد با من بمان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:28 توسط محمد |
|
|
ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره دنيامون يه عالمه؛ آدم خوب و بد داره ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن همه که پر ترک مثل من و تو نمی شن ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه خيلی کم می شه کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور گريه پناه آدماست تر و تازه موندن گل؛مال اشک شبای ماست ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدا رو چه ديدی شايد فردامون باشه بهشت ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب می شه می دونم گاهی آدم تو وطنش غريب می شه ماه من غصه نخور ؛ماها که تب نمی کنن ماها که از آدما کمک طلب نمی کنن ماه من غصه نخور شمدونيا صورتين دلايی که بشکنن چون عاشقن قيمتين |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:20 توسط محمد |
|
|
ماه من غصه نخور سبک می شی بارون بياد توی عاشقی بايد نترسيد از کم وزياد ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن توی اين قصه دلا يه وقتايی عروسکن ماه من غصه نخور بازی زمين خوردن داره کار دنيا همينه ؛ تولد و مردن داره ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره ماه من غصه نخور گلا ميان عيادتت به نتيجه می رسه آخر يه روز عبادتت ماه من غصه نخور خيليا تنهان مثل تو خيليا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه اونی که غصه نداشته باشه ؛آدم نمی شه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:14 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 23:33 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:49 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:33 توسط محمد |
|
|
کاش تو مال من بودی
کاش قلب تو مال من بود کاش دستات تو دستام بود کاش نفس های گرمت کنارم بود کاش تو مال من بودی اگه مال من بودی...اگه مال من بودی برات از آسمون ستاره می چیندم اگه مال من بودی سایه به سایه با تو بودم آخ اگه مال من بودی دیگه از خدا چی می خواستم اگه مال من بودی فردا مال من بود نمیدونم شاید تو هم داری به همین فکرمی کنی! اگه داری به این فکر می کنی بخند! اگر هم به این فکر نمی کنی بازم بخند! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:32 توسط محمد |
|
|
ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بميرم ببخش اگه تو گريه هام دو رنگي و ريا نبود اگر که دستام مثه تو با کسي آشنا نبود ببخش اگه تو عشقمون کم نمي زاشتم چيزي رو ببخش که يادم نمي ره اون روزاي پاييزي رو لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز نه نمي خوام گريه کني براي من اشکي نريز لياقت چشماي نگاه ِ پاک ِ من نبود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:28 توسط محمد |
|
|
نیامدم به سراغت , مرا مگر تو ببخشی
گلایه های دلم را به یک نظر تو ببخشی
نشسته ام سر راهت چه می شود به نگاهی
غریب خاطره ها را در این سفر تو ببخشی
مگو نجیب زمانه , ز چشم ما گله داری
مگر نه وعده نمودی که بیشتر تو ببخشی؟!
شبانه حرف دلم را اگر برای تو گفتم
خیال من همه این بود مرا سحر تو ببخشی
شکو فه های غزل را به پیش پای تو ریزم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:23 توسط محمد |
|
|
حجم : 280 مگابایت
Download |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 23:14 توسط محمد |
|
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 22:57 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 22:56 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دعا کنید خیلی برام آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
دعا کنید خیلی برام آموزش کامل کسب درآمد از اینترنت دانلودنرم افزار کاملا فارسی |
|
RSS
|